دوشنبه , مهر , 29/7/1398
خانه / یاداشت / تاب آوری شهری، از منظری دیگر/ قصه ی ما چگونه به سر می رسد؟/ دكتر حسین نصیری کامران

تاب آوری شهری، از منظری دیگر/ قصه ی ما چگونه به سر می رسد؟/ دكتر حسین نصیری کامران

تاب آوری شهری، از منظری دیگر/ قصه ی ما چگونه به سر می رسد؟

دكتر حسین نصیری*

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن index-962x1024.jpg است

شهرها در قرن بیست و یکم با طیف گسترده ای از مشکلات و چالش ها روبرو هستند، از اثرات تغییرات آب و هوایی گرفته تا رشد جمعیت و مهاجرت های گسترده، از زیرساخت های نا کافی گرفته تا بلایای طبیعی و غیر منتظره. رخداد هایی که این ابر چالش ها را تبدیل به فاجعه می کنند، شامل؛ بیکاری، سیستم های حمل و نقل به شدت نا کارآمد، خشونت های قومی و مذهبی، منابع غذایی ناکافی و آب ناسالم، زمین لرزه ها، آتش سوزی ها، سیل ها و سونامی ها، شیوع بیماری های واگیر، آتش فشان ها و توفان های شدید، جنگ ها و حملات تروریستی و امثال آن است. طوفان کاترینا در سال 2005 تنها عامل بحران شهری نیو اورلئان نبود. طوفان، فشار هایی نظیر نژاد پرستی نهادینه شده، خشونت، زیر ساخت های فرسوده، سالمندی جمعیت، فقر، عدم برنامه ریزی و رشد اقتصادی و تخریب محیط زیست را عیان کرد و در معرض دید قرار داد.

همچنین فجایع پرده از ضعف های حکومت ها(ی محلی) بر می دارند و صلاحیت و اقتدار مسئولان را با چالش عظیم مواجه می سازند. یک برف سنگین می تواند در شانس انتخاب مجدد شورای شهر و شهردار تاثیر بگذارد و آن را به خطر بیندازد یا از بین ببرد همانطور که سیل منجر به برکناری استاندار گلستان در روز بعد از فاجعه شد. شهرهای شمالی ایران با بسیاری از چالش ها و عوامل درگیر اند و ابر چالش مهاجرت ناشی از تغییرات اقلیمی از نواحی مرکزی به سمت ناحیه خزری می تواند تشدید کننده و عیان کننده این نا پایداری باشد.

تاب آوری شهری همان چیزی است که به شهر ها کمک می کند تا در مواجهه با این چالش ها سازگار، متحول و آماده شوند همچنان که پیش از تاب آوری، نا پایداری است، پیش از دوام، پراکندگی و از هم پاشیدگی نمایان می شود.

«عمر شهر ها و تاج و تخت ها و قدرت ها، از دریچه ی چشم زمان

به بلندای عمر گل ها است، که هر روز می میرند

اما همان گونه که جوانه های نو، نوید بخش سرور مردمانی جدیدند

از دل خاک تهی و مغفول، شهرها دوباره به پا می خیزند.»

رادیارد کیپلینگ

ابعاد(سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) تاب آوری را می توان در چهار بعد؛ اداره و هدایت راهبردی، تامین امنیت و سلامت، توانمندی اقتصادی و اجتماعی جامعه و ایجاد زیر ساخت ها و حفاظت محیط زیست دانست. به نظر می رسد بعد اقتصادی و اجتماعی یعنی توانمندی سیستم های اجتماعی و مالی که جمعیت را قادر می سازد تا با آرامش زندگی کنند و به صورت جمعی عمل نمایند، در ایجاد احساس هویت جمعی و حمایت متقابل موثر است و ثبات اجتماعی، امنیت و عدالت را تضمین می کند. حفظ خاطرات بین نسلی و به خاطر سپاری نمادها و سنت ها چنان مهم اند که گفته می شود، التیام عاطفی پس از فجایع بسیار مهم تر از بازسازی کالبدی است.

فارغ از احساس عشق و تنفر، تعلق خاطر و همذات پنداری و یا حتی بی تفاوتی وقتی به شهری که در آن به دنیا آمده ایم، زندگی می کنیم، فکر می کنیم، آن را موجودی زنده می یابیم. شهر بخشی از(شاید همه ی) هویت فردی و اجتماعی ما را تشکیل می دهد. ما درد زخمی که شهر بر می دارد را حس می کنیم. انگار ما همان شهری هستیم که در آن زندگی می کنیم. چیز هایی از جنس باور فردی و عمل جمعی تضمین کننده ی پیروزی و حتمی بودن غلبه بر مصائب و جراحت ها نیستند، اما می توان گفت تنها دارایی شهروندان یک شهر محسوب می شوند.

تاریخ مملو از رنج ها و تلاش های جمعی مردمانی است که بدون پشتیبانی و عزم حکومت ها و رژیم های سیاسی به هدر رفته اند و چه بسیار برنامه های کلان دولتی که با بی عملی و انفعال شهروندان هرز رفته است. درک متقابل مسئولان، برنامه ریزان و مردم از خواست ها و نیاز های یکدیگر به استقرار برنامه ها کمک می کند و سرمایه های اجتماعی را به هدر نمی دهد. از سویی دیگر شاید بتوان با کمک تقدیر و امداد های غیبی تاریخ یک فاجعه و پشت سر گذاشتن آن را به شیوه ای معکوس در سال های بعد واقعه روایت کرد اما قطعا نمی توان آن فاجعه و دوران پس از آن را زندگی کرد.

در حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو، شهروندان بی اعتماد به شایعات دل بستند و در مواجهه با زمین لرزه به دنبال فرار به هر جا غیر از اینجا(تهران) بودند. شهروندان نیویورکی فاجعه 11 سپتامبر 2001 را دو گونه روایت کردند. عده ای می گفتند “غیر قابل تصور بود” چنان که شهر خود را در مقابل حوادثی اینچنین روئین تن می داستند و در مقابل گفته می شد “دقیقا مثل فیلم بود” انگار بارها این سناریو در نیویورک به روی صحنه رفته است. بروس اسپرینگستین در ترانه ی “امید بسته ام به معجزه” می نویسد:

دیگر هیچ قصه ای در هیچ کتاب داستانی وجود ندارد

هیچ ترانه ی بی پایانی در کار نیست

آن تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کرده

برای همیشه ی روزگار رفته

و دیگر هیچ پایان قصه ی پریانی وجود ندارد

نکته ی اساسی همین است که، پایان داستان چگونه باید باشد و قصه چگونه به سر برسد. کای اریکسون(جامعه شناس) می گوید؛ یکی از وظایف کلیدی فرهنگ این است که به افراد کمک کند تا مخاطرات واقعی جهان پیرامون شان(که از تمامی جهات بر آن ها وارد می آید) را استتار کنند و با ویرایش واقعیت آنرا مهار شدنی نشان دهند. در واقع ما نمی توانیم بر رخدادهای فاجعه بار کاملا غلبه کنیم، اما می توانیم آن ها را پشت سر بگذرانیم. همین کنار آمدن با فاجعه شکلی از تاب آوری است. وقتی استاد شجریان از سرطانش می گوید به دوستی اشاره می کند که مدتی است با هم زندگی می کنند. هنر خوشبینی در مقابل نمایش متظاهرانه ی پیروزی و یاس عمیق، قرار می گیرد.

وقتی تصور می کنید بد تر از این نمی شود، باید ذهنیت را تغییر داد و از باور به سرانجامی خوش سخن گفت. بایستی ترس ها را طبقه بندی کرد و از این راه آن ها  را رام نمود. هم زیستی ناگزیر قربانیان و مجرمان از ضرورت های اعتماد سازی است. برای گذار از رخدادهای نا خوشایند این بخش هولناک از تاریخ باید به دوران خوشی فکر کرد که از راه خواهد رسید. ما نمی توانیم آشوب را از جهان حذف کنیم، مطابق قانون آنتروپی، جهان به سمت بی نظمی تمایل دارد و ما باید برای حفظ دست آورد های خود انرژی صرف کنیم.

بیراه نیست که بگوییم، رد پای توسعه و خوشبختی مردمان کشورهای شمال اروپا را می توان در داستان های فولکلور آن ها جستجو کرد. جایی که جوجه اردک زشت پس از گرسنگی و بی پناهی در زمستانی سخت به قویی زیبا بدل می شود و زیبای به خواب رفته در طلسم نفرت، با اظهار عشق، دوباره به زندگی بر می گردد. گزاره “به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند” را در مقابل “کلاغه به خونه اش نرسید” قرار دهیم، تا راز تاب آوری را بیابیم. من این پایان خوش را در همایش بزرگداشت مقام معلم(اردیبهشت 1395) که توسط بنیاد شادی لاهیجان برگزار شد، دیده ام و شنیده ام. آنجا که در شعر نوید بخش جناب نوری کیافر(معلم، پژوهشگر و گیلان شناس)، شهر لاهیجان به دریایی تشبیه شد که در کناره های آن انبوه زباله و لجن نشسته است، اما او گفت، که می بیند؛ موج هایی از گل های زیبا و خوش بو می آیند و آن زشتی ها را محو خواهند نمود.

*دکتری شهرسازی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین /کارشناسی ارشد/شهرسازی با گرایش برنامه ریزی شهری و منطقه ای از دانشگاه هنر اصفهان/کارشناس مهندسی عمران از دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز

همچنین ببینید

اتحادیه اوراسیا و اقتصاد دریامحور گیلان/ عیسی پاشاپور

  اتحادیه اقتصادی اوراسیا بازاری مشترک با هدف حرکت آزاد کالا و سرمایه با تخفیف ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *