پنجشنبه , آذر , 21/9/1398
سرخط خبرها
خانه / یاداشت / «قلم به دست بودن یا قلم به مزد بودن، مسئله این است»/ محبوبه امین پور

«قلم به دست بودن یا قلم به مزد بودن، مسئله این است»/ محبوبه امین پور

«قلم به دست بودن یا قلم به مزد بودن، مسئله این است»

محبوبه امین پور

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام فایل آن n00110245-b-1-1.jpg است

مرحوم شریعتی میگوید:

“قلم توتم من است، توتم ماست، به قلم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند، به رشحه خونی که از زبانش می تراود سوگند، به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند… که توتم مقدسم را نمی فروشم، نمی کشم، گوشت و خونش را نمی خورم، به دست زورش تسلیم نمی کنم، به کیسه زرش نمی بخشم، به سرانگشت تزویرش نمی سپارم…

بهرحال، هر کسی توتمی دارد، و توتم من ” قلم ” است.

هر قبیله ای توتمی را می پرستد، که روح جد نخستین همه افراد قبیله در او حلول کرده است، در او زنده جاوید است، روح قبیله در او جسم گرفته است، کشتن او، خوردن او، بر افراد قبیله اش حرام است.

بر قبیله های دیگر حرام نیست، آنها بیگانه اند، آنها توتمی دیگر دارند.”

و اما…. مدت زمانی ست که درک کرده ام نوشتن در شهری که جز اندک شماره از مسئولینش، بقیه دنبال تحسین، تملق، چاپلوسی و نوکری اصحاب رسانه هستند، کار طاقت فرسایی ست.

وقتی مسئولی را نقد میکنیم، و آن نقد به حسادت و دشمنی تعبیر می شود، مسلماً نوشتن راحت نیست.

رسانه و قلمِ سالم وظیفه اش، آگاهی رساندن و نشان دادن چهرهٔ واقعی اتفاقات جامعه ست، نه باب میل فلان مسئول نوشتن و سپس برایش فاکتور فرستادن!!

یک رسانهٔ اصیل و یک قلمِ سالم خط مقدمش، بیان تخلفات، رانتها و اختلاسهاست، نه اینکه مراقب باشد مسئول موردنظرش(فاکتورپردازش) توسط سایر رسانه ها نقد نشود، نه اینکه آنقدر طبق دستور فلان سازمان و فلان رئیس بنويسد که امر بر بقیه مشتبه شود که این رسانه در واقع روابط عمومی فلان سازمان است!!

بعد از آزادی بیان، انتخابات، و حقوق بشر، رسانه رکن چهارم دموکراسی ست و در واقع پلی بین حاکمیت و مردم محسوب می شود، اینکه رسانه ای فقط به قصد حمایت تام و تمام از فلان مسئول عمل کند، و از وظیفه اصلی خود یعنی آگاهى دادن و اطلاع رسانی به شهروندان، از ابعاد مختلف قضاياى سياسى، اجتماعى، فرهنگی، اقتصادى و امثالهم دور شود و بخواهد بنابر مصلحت آقای… ، جامعه در جریان بخشی از اخبار قرار نگیرد، در واقع خیانتی ست که آن رسانه به مردم جامعه اش می کند.

اين وظيفهٔ هر نویسنده و رسانه‌ ای ست که عملکرد ادارات و شورای‌شهر، شهرداری!، فرمانداری، امام جمعه، نماینده و الخ را بررسی کند، در کمال صداقت از آن خبر یا مطلب تهیه کند، به مردم ارائه دهد، متولیان ادارهٔ امور هم که مورد نقد رسانه و فعالین اجتماعی قرار میگیرند، با استفاده از همین انتقادات سازنده می‌توانند فعالیتهایشان را بررسی کرده و در راستای بهبود آنها عمل کنند، نه اینکه با تهدید و ارعاب نویسنده، رسانه رکن رکین دموکراسی را از ادامه روند بازدارند.

هرچند قلم به مزد بودن(نوشتن و در قبالش فاکتور فرستادن) کاری چندش آور و قبح شأن رسانه است، اما در دنیای امروز و با چنین وضعيتی، برای نان قلم زدن، پر تعجب آور نخواهد بود.

عجیب نخواهد بود که برخی قلمشان، حول محور اختراع فینیقی ها بچرخد، بلاشک نمیتوان از همه توقع داشت که قلم توتم شان باشد!

اما یک نصیحت دوستانه برای قلم به مزدان:

دوستان عزیز!

همشهریانِ جان!

شما مدح و ثنایتان را بنویسید، فاکتورتان را هم بفرستید، نانتان را هم دربیاورید!

ما هم چیزی نمی گوییم…

اما لطفاً اجازه بدهید من و امثال من هم نقد بدون فاکتورمان را بنویسیم، جوی ایجاد نکنید که امثال من بعنوان یک نويسندهٔ مستقل، برای نوشته مان دست به قیچی شویم و آنقدر مطلبمان را جرح و تعديل کنیم تا برای رسانه ای که پخشش میکند حاشیه ای امن ایجاد شود!

حسن ختام:

نزدیک خانهٔ پدری رودخانه بود که هروقت هوا بارانی و آب گل آلود می شد، ماهیگیران فرصت طلب راه رودخانه را سد(بس) می کردند و محل حرکت ماهیان آزاد را می بستند تا هرچه که می توانند برای منفعت طلبی خود صید کنند! همیشه همینطور بود، الان هم فکر میکنم باشد، تا ابدالآباد هم همین خواهد بود، البته این ابدالآباد تا زمانی ادامه دارد که طعمه وجود داشته باشد، ماهی آزاد باشد، صیادان هم دغدغهٔ ماهیگیری، داشته باشند، و این قانون زندگیست!

گفتند به او بگویید: “چوب در لانهٔ زنبور نکن”

عارضم که آنقدر چوب در لانهٔ زنبور خواهم کرد، تا قلم به مزدها، عسل خوری را فراموش کنند.

“چاپلوسان سخن‌چین را ز درگه دور دار

چاپلوسی خرمن آزادگی را اخگر است”

                                   ملک الشعراء بهار

همچنین ببینید

نوار ناکامی فوتبال گیلان کی به پایان خواهد رسید؟/ مجید فلاح شجاعی

برای اینکه بگوییم گیلان یکی از استان های فوتبال خیز کشور است، هیچ نیازی نیست  ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *