دوشنبه , مرداد , 28/5/1398
خانه / طنز / ترامپ؛ مرد مذاکرات خوب! / گودرز گودرزی (مجید)

ترامپ؛ مرد مذاکرات خوب! / گودرز گودرزی (مجید)

ترامپ؛ مرد مذاکرات خوب!

گودرز گودرزی (مجید)

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام فایل آن download-1-1.jpg است

– زیییینگ! زیییینگ! زیییینگ!

– الو!….. های! پرزیدنت روحانی! حال و احوال!… زیاد نه؛ خیلی منتظر نبودم؛ فقط دو ماه وُ سی وُ هف هش روز٫ خُب البته دو ماه وُ سی وُ هف هش روز در عالم دیپلماتیک… بعله یِس! دیپلماسی؛ آخه نه این که «ماتیک» داره، خوشم میاد. آره! در عالم دیپلماسی دو ماه وُ سی وُ هف هش روز شاید زمان زیادی باشه، ولی واسه من دو ثانیه هم نیس!

انگاری همین دو ثانیه پیش بود که گفتم می‌خوام تهران با من تماس بگیره؛ یه تماس خوب. من عاشق تماسای خوبم… صِدام؟ آره! یه کمی خسته‌ ام. آخه دو ماه وُ همون چن روز بی‌خوابی وُ چش به تیلیفون چسبوندن، شوخی نیس٫ هر کس دیگه‌ای جای من بود، حکمن دیوونه می‌شد وُ به عوض بودن تو خونه، تو دارالمواجب… آره! دارالمجانین می‌بود. بعد خونواده‌ش هفته‌ای یه بار پیشش می‌رفتن با یه جعبه شیرینی.

تا یادم نرفته بگم که من عاشق شیرینیِ پای سیبم. اگه خواسین مُزایده کنیم، یه قدری پای سیب… ها! مناظره؟ آهان! مذاکره! خدا این بولتون و پُمپئو رو زیرِ گِل ببره که بلَت نیستن یه کلمه دُرُس وُ حسابی یاد آدم بِدن! این ملانیا هم که فقط به فکر قِر و فِرشه و دَم به ساعت لباسای عجیب و غریب بپوشه.

آره، داشتم می‌گفتم. چی داشتم می‌گفتم؟…. آهان! شنفتم یه پایگاه موشکیِ ناشناخته داری، بلا گرفته! مگه تو بِهِم تو سنگاپور قول نداده بودی که هر چی داری رو کنی. ای نامرد! مَرده و قولش!… آه! یه لحظه قاطی کردم! فک کردم دارم با «مَردِ موشکی» حرف می‌زنم.

میگم آقای…… چی بود اسمتون؟ بله‌بله! میگم آقای روحانی! از ایران زنگ می‌زنین دیگه!… نه؟ خواسم مطمئن بشم. نه، من حواسم سرِ جاشه. هر هف‌هشتا حواسم مث ساعتِ بیگ‌بنِ پاریس کار می‌کنن… چی؟ اون ساعته مال لندنه؟ مهم نیس! چه لندن، چه پاریس؛ هر دو یکی‌اند. بگذریم.

ایران چه خبر؟ آب و هوا چه‌طوره؟… مسائل مهم‌تر؟ بله! حق با شوماس٫ آب وُ هوا به چه دردی می‌خورن! خُب به همین خاطر بود که امریکا رو از توافقِ اِواخواهرِ آب وُ هوایی پاریس خارج کردم. آخه آدم عاقل وخت وُ پول نازنینشو خرج چیزی می‌کنه که نه دیدنیه وُ نه لمس شدنی. گور بابای هوارم کردن! این تی‌تیش‌مامانیا یعنی چی؟….

برگردیم سرِ مزایده… مناظره… مزارعه… مناقصه… وای خدایا! چرا من نمی‌تونم اون کلمه لعنتی رو بگم! شوما بگین!… آره! مذاکره. برگردیم سرِ همون. چه خوب شد زنگ زدین. گلی به گوشه جمالتون! دیگه داش اون یه ذره از آبروی نداشته‌ام به باد می‌رفت. چون خیلی نگرون اقدام شوما هستم…

آب سنگین؟ آب سنگین چیه؟! آب زلال شنفته بودم، ولی آب سنگین؛ جل‌الخالق! ببین! اینجاس که شوما قاطی کردین! من از اقدام شوما در خریدِ اِس… اِس… چی‌چی بود اسمش؟ نوک زبونمه ها! بابا! همین چیزی که موشکا رو تو هوا می‌‌ترکُنه!… چی گفتین؟ دُرُسه! خودشه! خریدِ سامانه دفاع موشکیِ اِسِ چن بود؟… آره! اِس ۴۰۰ از روس‌ها…

آه خدای من! نمی‌دونم چرا امروز پاک قاطی کردم! ملانی! آهای زن! اون کیسه دواهامو بیار دَمِ دسّم! دواهای چینی‌مو بیاری ها!… پس شوما اردوغان نیستین. مزاحمین؟ نکنه مزاحمِ تیلیفونی هسی؟ ببین آقای محترم! زن من سِند وُ سالی ازش گذشته…

از تهران زنگ می‌زنی؟ ها! یادم اومد! نه! یه سودِ تفاهم پیش اومد. حالا بهتره بریم سرِ… بله! ممنون! دیگه بلتم بگم مذاکره. خودمونیم؛ چه کلمه سختی! به اداره کلمه‌ساز کشورم بگم به جاش یه کلمه ساده‌ای که تو دهن آدم خوب بچرخه تولید کنن؛ چیزی مث دیپلماتیک، رمانتیک، دراماتیک؛ خلاصه چیزی که «ماتیک» توش‌ باشه.

کجای مذاکره خوبمون بودیم؟ وای من می‌میرم واسه مذاکره خوب!… برجام؟! برجام چیه؟! ملانی! پس چی شد دواهام؟ بیا بِهِم بگو برجام چیه؟ من نمی‌فهمم! الو! پرزیدنت مادورو! هنوز پشت خط هستین؟!

– زیییینگ! زیییینگ! زیییینگ!

– دونی! بیدار شو! زنگ می‌زنن. پاشو دیگه! چه‌قدر می‌خوابی! مگه امروز نوبت روان‌کاوی‌ت نیس؟ دیر کنی روان‌پزشکت ناراحت می‌شه ها! پاشو! جون به لبم کردی، اَه! دِ پاشو دیگه وخت قرصاته!

– زیییینگ! زیییینگ! زیییینگ!

– اومدم. تا من می‌رم درو وا کنم تو هم پاشدی ها! قرصات یادت نره! باید سرِ وخت بخوریشون؛ وگرنه حالت بدتر از این می‌شه که هستی!….

                                                                 منبع : روزنامه اطلاعات 

همچنین ببینید

یادداشت‌های پراکنده و پرکنده رضا رفیع

یادداشت‌های پراکنده و پرکنده رضا رفیع ۱ بس که بازاراین فضاهای مجازی داغ شده است،امروز ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *